نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای به وصف لب شیرین سخنت ناطقه لال

فهم سر دهنت پیش خرد امر محال

پیش ارباب کرم شرط ادب نیست طلب

حاجت ما همه دانند چه حاجت به سوال

گر خوشیم از تو به خوابی و خیالی چه عجب

عشرت و عیش جهان نیست به جز خواب و خیال

روشن آن دیده که در آینه طلعت دوست

پرتو حسن ازل دید نه نقش خط و خال

صفت لطف تو گوییم زهی لطف سخن

سخن از حسن تو رانیم زهی حسن مقال

چون فتادیم به وصف رخت از فکر دهان

بس معانی که نمود از تتق غیب جمال

دیدی آن رخ مکن از آه و فغان جامی بس

یافتی وصل گل ای بلبل شوریده بنال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و شیرینی کلام محبوبش می‌پردازد و بیان می‌کند که حتی اگر کسی نتواند با کلامی شیوا به بیان محبت بپردازد، احساسات واقعی همچنان درک می‌شود. او همچنین اشاره می‌کند که در دنیای عشق، نیازی به سوال و طلب نیست و اربابان کرم به خوبی نیازها را می‌شناسند. لحظات خوش زندگی بیشتر به خواب و خیال شباهت دارد و در آینه صورت محبوب، نور زیبایی‌های جاودانه نمایان است. شاعر ادامه می‌دهد که در وصف محبوبش، معانی عمیق و دور از تصور را می‌یابد و در پایان، از بلبل عشق می‌گوید که به خاطر وصل گل، باید ناله کند.