شمارهٔ ۵۷۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گل
داد مستان را به عشرتگاه بستان بار گل
غنچه هر برگ طرب کز شوکت دی می نهفت
کرد با باد بهاری یک به یک اظهار گل
بگسل از دامان مطرب چنگ کز مرغان باغ
بر سر هر شاخ دارد مطربی طیار گل
غنچه را دل خون شد از کم عمری گل طرفه آنک
می کند زان خون دل گلگونه رخسار گل
زآب صافی شد مثنی شاخ گل پرگاروار
شکل های مستدیر انگیخت زان پرگار گل
زامتداد جو به طومار مجدول ماند آب
عکس گل در وی چو بر دیباچه طومار گل
راست بازاری ست پنداری چمن کز رنگ و بوی
شد در آن بازار هم صباغ و هم عطار گل
در تمایل مانده بر شاخ زمردگون ز باد
همچو چتر لعل سلطان فلک مقدار گل
خامه جامی که شد در وصف گل چون خار تیز
خاست زان صد معنی رنگین چنان کز خار گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شور و نشاط بهار و گلها اشاره دارد. غنچهها با شکفتن خود شادی و طراوت را به باغ میآورند و در هر برگ و گل نشانهای از زیبایی وحیات وجود دارد. توصیفاتی همچون چنگ و مطرب به معنای شادمانی و جشن در بالای درختان و گیاهان به تصویر کشیده شده است. همچنین شاعر از جوانی و شکوه گلها و احساس دلتنگی غنچه از عمر کوتاه آنها سخن میگوید. در ادامه، بازار چمن به عنوان محلی پر از رنگ و عطر گلها و هنرمندان تجسم میشود، در حالی که باد به آرامی بر گیاهان میوزد. این شعر به طور کلی تجلی زندگی، زیبایی و شادابی بهار را به تصویر میکشد.