نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

با غم و درد تو کنم دمبدم

شکر که بالشکر تدوم النعم

صبر کم و محنت و اندوه پر

کم صبر العاشق فی الهجر کم

پیش دهانت عدم است آب خضر

با لب لعل تو دهان کالعدم

تر نشود ز اشک ترحم رخت

دور بود چشمه خورشید و نم

می کند از مهر خطت منع ما

بی خبر از نکته جف القلم

باد صبا حلقه زلفت کشید

حلقه عشاق برآمد به هم

گفته جامی که به تحسین سزاست

حسنه الله بطیب النعم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از غم و درد ناشی از دوری معشوق صحبت می‌کند و تشکر می‌کند که زندگی همچنان ادامه دارد. او به صبر و محنت اشاره می‌کند و از کم‌صبری عاشق در فراق محبوب می‌گوید. همچنین به زیبایی لب معشوق و تاثیر آن بر جانش اشاره می‌کند و از اشک‌هایش و دوری معشوق ناله می‌کند. شاعر در نهایت به زیبایی حلقه زلف محبوب و تحسین آن می‌پردازد و خداوند را به خاطر نعمت‌های خوبش شکرگزاری می‌کند.