شمارهٔ ۵۸۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای ز روی تو ماه چارده کم
قیمت یوسف از تو هفده درم
خاک پای مسافران درت
تاج فرق مجاوران حرم
سربلندی نیافت در ره تو
هر که ننهاد سر به زیر قدم
سر نپیچم ز خط فرمانت
گر نهی تیغ بر سرم چو قلم
بر تو سوز دل نشد روشن
تا نزد آتشم ز سینه علم
کرمت قتل ما تقاضا کرد
مگذر ای جان ز مقتضای کرم
شد ز شوق دهان تو جامی
آرزومند تنگنای عدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و والای مقام معشوق میپردازد. شاعر با مقایسه معشوق به ماه کامل، ارزش او را بیشتر از یوسف که در تاریخ معروف است، میداند. او به خاک پای مسافران حرم معشوق اشاره میکند و آن را برتر از تاج بر سر مجاوران میداند. در ادامه، شاعر به سرسپردگی و تسلیم خود در برابر اراده معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر به او آسیب برساند، از محبتش نمیگذرد. در نهایت، او از شوق و آرزوی خود برای وصال معشوق سخن میگوید و به اشتیاقش برای رسیدن به او اشاره میکند.