شمارهٔ ۵۸۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز لعلش کام جستم داد دشنام
بحمدالله که باری یافتم کام
برو ای ماه گردون گوشه ای گیر
که آمد ماه من بر گوشه بام
چو بر یاد لبت نوشم می لعل
لبالب گردد از خون جگر جام
همای سدره باشد کمترین صید
گهی کز مشک گرد مه نهی دام
به رخ ماهی ولی ماه دل افروز
به قد سروی ولی سرو گل اندام
مگو عشقت زکی بوده ست و تاکی
ندارد عشق ما آغاز و انجام
سگت را کاش جامی نام بودی
که رفتی بر زبانت گه گه این نام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و عشق خود به معشوق سخن میگوید. او از لعل لب معشوق یاد میکند و بیان میکند که با وجود دشواریها، سرانجام به کام دل رسیده است. شاعر همچنین از زیبایی معشوقش که همچون ماه و سرو است، میگوید و به تاثیر عمیق عشق بر دل و جان اشاره میکند. او عشق را بدون آغاز و پایان میداند و در آخر، با کنایهای به سگ معشوقش، آرزو میکند که ای کاش آن سگ نیز نامی از عشق او بر زبان داشته باشد.