شمارهٔ ۵۹۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم
یکبار یاد کن به دو انگشت کاغذم
جمعیت من از تو مثنی شود اگر
روزی کنی عزیز به یک لفظ مفردم
گردم به سر چو خامه جهان را ز دست تو
گر خط دلکش تو نسازد مقیدم
تشدیدوار اگر چه نهی اره ام به فرق
یابی در اتحاد چو حرف مشددم
شستم کتاب عشق به تدبیر عقل و باز
خط تو می برد به سر درس ابجدم
دل از ره خیال زند نقب اگر چه بخت
دیوار کرد سوی تو راه شد آمدم
جامی به عیش کوش که این شیوه قدیم
تجدید یافت از سخنان مجددم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر خط معشوق بر دل شاعر میپردازد. شاعر در آن از عشق و حسرت خود سخن میگوید و بیان میکند که خط دلکش معشوقش چقدر بر زندگی و اندیشهاش تأثیر گذاشته است. او احساس میکند که اگر معشوق یک کلمه محبتآمیز برای او بگوید، زندگیاش شکل و معنای تازهای خواهد یافت. به طور کلی، شاعر در این شعر عشق، زیبایی و نقش خط معشوق را در زندگیاش توصیف میکند.