نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گر دهد بوی صحبت تو نسیم

نکنم یاد خلد و ذکر نعیم

چون منجم خط تو دید سترد

رقم مه ز صفحه تقویم

چند پرسیم نرخ گوهر وصل

کرده از اشک آستین پرسیم

گر گشایی به حرف میم دهان

جوشد آب بقا ز چشمه میم

همچو آب حیات اگر گذری

بر سر خاک کشتگان قدیم

منکر حشر را شود روشن

سر «یحیی العظام و هی رمیم »

جامی از خانقه به میکده رفت

این بود مقتضای طبع سلیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بوی خوش صحبت محبوبش سخن می‌گوید که باعثش فراموشی بهشت و نعمت‌های آن می‌شود. او اشاره می‌کند که وقتی خط محبوبش را می‌بیند، از زیبایی آن شگفت‌زده می‌شود. همچنین به اهمیت وصال و عشق می‌پردازد و به این موضوع اشاره می‌کند که اگر به او مژده‌ای از عشق دهد، زندگی دوباره‌ای آغاز می‌شود. شاعر همچنین به تأثیر عشق بر زندگی مردگان اشاره می‌کند و در پایان به میکده و نوشیدن شراب به عنوان جزیی طبیعی از زندگی می‌پردازد که نشان‌دهنده طبع سلیم او است.