شمارهٔ ۶۲۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چشم منی و خانه تو چشم خانهام
حقالقدوم تو گهر دانه دانهام
چون مردمان خانه چشمم میان آب
از بس که آب دیده گرفتهست خانهام
اکنون که زیر ران تو رام است رخش حسن
میکن نوازشی به سر تازیانهام
خواب آورد فسانه عجب قصهای که بود
خواب طرب ز چشم حریفان فسانهام
روزی که بر امید تو قالب کنم تهی
بالین بس است خشتی ازین آستانهام
ز آواز سیل چشم ترم دل همیتپد
رقصی چنین اثر دهد آری ترانهام
جامی نیم که خسرو وقتم به ملک عشق
منشور خسروی غزل عاشقانهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عمق عشق و احساسات شاعرانه اشاره دارد و بیانگر وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر با زیبایی و محبت، چشمان معشوق را به عنوان خانهاش میبیند و دلنگرانیهایش را از درد و غم عشق ابراز میکند. او به لحظات شیرین و خوابهای رؤیایی اشاره میکند که ناشی از عشق است و به نوعی محو زیبایی و مسحورکنندگی محبوبش شده است. در پایان، شاعر به عشق به عنوان یک ملک و سلطنت اشاره میکند که در آن عشق، مهمترین و باارزشترین چیز است.