شمارهٔ ۶۵۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
نه نامه ای که در آنجا نشان نام تو یابم
نه رقعه ای که در آن خط مشکفام تو یابم
سلامت من دلخسته در سلام تو باشد
زهی سعادت اگر دولت سلام تو یابم
به هر رقم که گشایم نظر ز صفحه خاطر
همه سلام تو بینم همه پیام تو یابم
حجاب نامه و پیک از میانه رفت بدانسان
که در سلام تو خاصیت کلام تو یابم
چه دام بود که بر رخ نهادی از خط مشکین
که آهوان خطا را اسیر دام تو یابم
شمایلی که شنیدم به عمر خویش ز طوبی
همه معاینه در سرو خوش خرام تو یابم
ز شوق جام تو جامی همی نهم لقب خود
بدین وسیله مگر جرعه ای ز جام تو یابم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی نام و یاد محبوبش میپردازد. او از نبود نامه یا پیامی از معشوق گلایه میکند و بر این باور است که تنها سلام محبوب میتواند تسکیندهنده دل او باشد. شاعر در تلاش است تا از طریق یادآوری و تصویر محبوبش، احساسات خود را بیان کند و به زیباییهای او اشاره میکند. او با تکرار تمایلات خود برای نزدیکتر شدن به محبوب، نشان میدهد که چقدر برای دیدار و سلام او مشتاق است و به این ترتیب، عشق و longing خود را به تصویر میکشد.