نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو می دور ازان لعل میگون خورم

حریفان می لعل و من خون خورم

شدم ناتوان از غمش وین زمان

خورم غم که دیگر غمش چون خورم

مده عشوه گو کز غمش بی خودم

من از باده مستم چه افیون خورم

حریفان کم می گرفتند و من

به یاد لبش هر دم افزون خورم

چه من سرخوش از جام عشقم چرا

می عشرت از خم گردون خورم

اگر مست لیلی شوم دور نیست

چو من باده از جام مجنون خورم

گل آمد به کف جام جامی چه عیب

که در پای گل جام گلگون خورم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از لذت نوشیدنی و حالاتی که عشق و غم به او می‌دهند، صحبت می‌کند. او از باده می‌نوشد و در حالی که حریفانش مشغول به آن هستند، به یاد لب معشوقش غم را می‌خورد. شاعر به مستی و سرخوشی خود از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که ممکن است مانند مجنون در عشق لیلی مست شود. او همچنین به زیبا بودن گل و تفاوت آن با جام می‌پردازد و بیان می‌کند که نوشیدن از جام گلگون در کنار گل زیبایی ندارد.整体اً، شعر به مضامین عشق، غم و لذت‌های حیات اشاره دارد.