نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

من بی صبر و دل کان شکل زیباهر زمان بینم

بلای جان شود هر دیدن و من همچنان بینم

سوار شوخ من در جلوه ناز و من حیران

گه آن پا و رکاب و گاهی آن دست و عنان بینم

نهاده بر کمان تیر از پی صید و من مسکین

چو محرومان به حسرت جانب تیر و کمان بینم

پس از عمری ریاضت آنچه سالک را شود روشن

شد اکنون عمرها کز عارض خوبش عیان بینم

من بیدل که با خود حیف دارم همدمش دیدن

کجا تاب آورم کش هر زمان با این و آن بینم

به کویش آن همه عاشق که دیدم هر که را جویم

به جای او همین فرسوده مشتی استخوان بینم

کسان شبها به فکر عشرت و جامی درین سودا

که فردا چون کنم وان آفت جان را چه سان بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عاشقانه و مصیبت‌های عاشق است. شاعر از زیبایی و جاذبه‌ای که معشوقش دارد صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که هر بار که او را می‌بیند، قلبش می‌شکند و دچار عذاب می‌شود. او به توصیف معشوق می‌پردازد و احساس حیرت و شگفتی خود را از جلوه‌های زیبایی او بیان می‌کند. شاعر از سال‌ها زحمت و تلاش خود در راه عشق می‌گوید و با حسرت به عشق‌های دیگر نگاه می‌کند. او در نهایت به تنهایی و غم خود در این مسیر اشاره می‌کند و از مشکلات و دردهایی که در پی عشقش دارد، می‌نالد.