نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما

خورشید را فروغ ده از عکس جام ما

گلگون می درآر به میدان کنون که هست

رخش سپهر و توسن ایام رام ما

آن ترک را به یک دو قدح مست کن چنان

کز گردش زمانه کشد انتقام ما

آورد آب رفته به جو باغ حسن را

سرو بلند قامت طوبی خرام ما

طاووس وار طوطی جان جلوه می کند

از فر این همای که آمد به دام ما

گاهی می شبانه و گه باده صبوح

بنگر وظیفه سحر و ورد شام ما

جامی به وصف آن لب شیرین شکر شکست

خامش مباد طوطی شیرین کلام ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به می‌نوشی و خوشی دارد. شاعر از ساقی می‌خواهد که برایشان شراب بیاورد تا از شادی و زیبایی‌ها بهره‌مند شوند. او به ستاره‌ها و گذر زمان اشاره می‌کند و به جاذبه‌های طبیعت، مانند گل و سرو، اشاره دارد. شاعر همچنین از زیبایی و هنر صحبت می‌کند و تأکید دارد که لحظات خوش را باید غنیمت شمرد، چه در شب‌های عاشقانه و چه در لحظات صبحگاه. در نهایت، شاعر به لب‌های شیرین و دلنشین معشوقه‌اش اشاره می‌کند و نمی‌خواهد که این زیبایی فراموش شود.