نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

اعداد کون و کثرت صورت نمایشی ست

فالکل واحد یتجلی بکل شان

نوری ست محض کرده به اوصاف خود ظهور

نام تنوعات ظهورش بود جهان

هر چند در نهان و عیان نیست غیر او

فی حد ذاته نه نهان است و نی عیان

فایض بود به جود بر اعیان انس و جن

ساری بود ز لطف در اطوار جسم و جان

دانا به هر بصیرت و بینا به هر بصر

گویا به هر زبان و توانا به هر توان

جامی کشیده دار زبان را که سر عشق

رمزی ست کس مگوی و حدیثی ست کس مدان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان وجود و عدم در جهان می‌پردازد و تأکید می‌کند که همه چیز تجلی یک واحد است. در حقیقت، هر چیز در جهان نشانه‌ای از نور واحد الهی است که به اشکال و صورت‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. این نور، وجود جهان را پدید آورده و در عین حال، در نهان و عیان فقط یکی است. همچنین، این وجود در تمامی موجودات - اعم از انسان و جن - ریشه دارد و به هر یک از آن‌ها از لطف خود بهره می‌دهد. شعر همچنین اشاره دارد که خداوند به همه بصیرت‌ها و توانایی‌ها آگاه است و در عین حال، توضیحات بیشتری از این عشق الهی نمی‌توان داد.