نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چند از دگران وصف جمال تو شنیدن

خوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن

ترسم رود از دست اگر روی تو بینم

زینسان که شوم مست ز نام تو شنیدن

از اشک خود آموختم ای مردم دیده

آغشته به خون پیش تو هر لحظه دویدن

کبک ار چه به رفتار بسی تیز نهد پای

دستش ندهد با تو درین شیوه رسیدن

ما را نبود تحفه به جز ناله و آهی

وان هم نتوان پیش تو گستاخ کشیدن

از خون دلم بس که رود تف سوی بالا

خونابه دل خواهدم از بام چکیدن

جامی که بود تا گلی از باغ تو چیند

ای کاش تواند خسی از راه تو چیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی معشوق و احساسات عاطفی شاعر نسبت به اوست. شاعر از شنیدن وصف جمال محبوب صحبت می‌کند و آرزو دارد که چهره‌اش را ببیند. او از ترس این که به شدت تحت تأثیر قرار گیرد و مست شود، ابراز نگرانی می‌کند. همچنین از درد و غم عاشقانه‌اش می‌گوید که چشمانش را پر از اشک کرده و هر لحظه به سمت معشوق می‌دود، حتی اگر در این راه به سختی بیفتد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که تنها تحفه‌اش برای محبوب ناله و آه است و او حتی قادر به ابراز این احساسات نیز نیست. در نهایت، آرزوی او این است که بتواند عشقش را از باغ زیبایی معشوق بچیند.