شمارهٔ ۷۱۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو در پرده نهان ای کعبه جان
ز شوقت عالمی رو در بیابان
تو گنجی و درین معموره هر دم
به جست و جوی تو صد خانه ویران
نه غنچه ست این که از شرم جمالت
کشیده روی خود گل در گریبان
رسیدی بر سرم در پاکشان زلف
به راهت عمر من آمد به پایان
ز گلزار مرادم بشکفد گل
چو گردد غنچه تنگ تو خندان
شوی درمان هر دردی که گویند
چو من گفتن نمی یارم چه درمان
کشیدی دست باز از قتل جامی
ازین نیکی چرا گشتی پشیمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و محبتش به معشوق، که در اینجا به کعبه جان تشبیه شده است، سخن میگوید. او به عمق اشتیاقش اشاره میکند و میگوید که جستجوی عشق و زیبایی معشوق، باعث ویرانی خانههای بسیاری شده است. شاعر همچنین از ناتوانیاش در بیان حسرت و دردهایش در عشق میگوید و میپرسد که چرا معشوق بعد از بخشیدن محبت و خوبی، دچار پشیمانی شده است. این شعر به طور کلی احساسات عمیق و تأثرات ناشی از عشق را به تصویر میکشد.