شمارهٔ ۷۲۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
فزاید ز خط حسن نازک عذاران
علیکم بحسن الخط ای دوستداران
شود تازه از خط بهار نکویی
بدان گونه کز سبزه عهد بهاران
میا خوی فشان می چکان از رخ و لب
به هم بر مزن وقت پرهیزگاران
قرارت نه این بود با ما ز اول
که باشی قرار دل بی قراران
ندانم چه بود اینکه گشتند آخر
چنین ناامید از تو امیدواران
شد از تیغ مهرت دلم پاره پاره
چو ابرو ازو هر مژه اشکباران
قدح گیر جامی که جز می نبخشد
فراغت ز درد سر هوشیاران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی خط و تأثیر آن بر دل و جان افراد اشاره میکند و از دوستانش میخواهد که به زیبایی خط توجه کنند. او به تازگی و طراوت بهار و احساساتی که از زیباییها به همراه دارد اشاره میکند. شاعر همچنین از عشق و درد جدایی سخن میگوید و احساس ناامیدی را توصیف میکند. در نهایت، از معشوق میخواهد که در این دنیای پر از درد و رنج، شادابی و خوشی را برای او به ارمغان بیاورد.