نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان

دیوانه جمال تو خیل پریوشان

خواهند سرو و گل که به راهت شوند خاک

روی که گشت باغ روی مست و سرخوشان

دی می شدی سواره و من بوسه می زدم

هر جا ز نعل اسب تو می یافتم نشان

مردم ز شوق آن لب میگون خدای را

کز جام نیم خورد خودم جرعه ای چشان

روبد ره تو سنبل مشکین چو بگذری

بر طرف باغ زلف معنبر به پاکشان

بستی نقاب و صولت صبرم فرو شکست

بنمای روی و شعله شوقم فرونشان

جامی که مرد تشنه لب از شوق لعل تو

می نوش و جرعه ای دو سه بر خاک او فشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شوق به معشوق است. شاعر از زیبایی معشوق و اثرات آن بر دل و جان عاشقان صحبت می‌کند. او به توصیف نعل اسب معشوق و تأثیر آن بر طبیعت و گل‌ها می‌پردازد. همچنین، عشق و شوقش را به بوسه، نوشیدن شراب، و زیبایی‌های طبیعی پیوند می‌دهد. در نهایت، او از عشقش به معشوق سخن می‌گوید که باعث دیوانگی و شوقش شده و در انتظار دیدن اوست.