نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان

غم خود دور می دارم ز بزم عشرت ایشان

به جایی کاطلس شاهان نشاید فرش ره حاشا

که راه قرب یابد دلق گردآلود درویشان

مباش آن شوخ گو شرمنده ز آیین جفا کوشی

که نبود شیوه آزار در دین وفاکیشان

نه اندیشم دعایی غیر ازین کان شاه خوبان را

مبادا هیچ گه آسیبی از کید بداندیشان

مرا پیوند خویشی بود با صبر و خرد لیکن

دلم تا آشنای عشق شد بگسستم از خویشان

ز راه دل رسد اشک جگرگون دیده ما را

بلی این خانه را می آید آب تیره از پیشان

چو آید دور جامی جام گلگون دیگری را ده

بود خونابه دل بس می لعل جگرریشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد احساساتی عمیق در عشق و زندگی است. شاعر بیان می‌کند که زهد و خودداری او را از دنیای خوشی‌های عشق دوستانش دور کرده و غم خود را از آن دور نگه می‌دارد. او اشاره می‌کند که جایگاه او نباید پایین‌تر از آنچه که شایسته است باشد و نمی‌خواهد در یک دنیای آلوده به درد و رنج زندگی کند. شاعر همچنین به محبت و وفا اشاره می‌کند و از کسی که وظیفه خود را درست انجام نمی‌دهد انتقاد می‌کند. او دعا می‌کند که هیچ آسیبی از افراد بداندیش به خوبان نرسد. در نهایت، شاعر روشن می‌کند که با وجود پیوندی که با صبر و خرد دارد، قلبش از عشق دور نمی‌شود و از این احساسات، اشک‌هایی از درد و شوق جاری می‌شود.