شمارهٔ ۷۴۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من
ببین صد حرف غم در هر خط از لوح مزار من
به کویت بس که آه آتشین از دل برآوردم
سگت را داغها مانده ست بر جان یادگار من
نبیند کس فروغ مهر را تا حشر اگر ناگه
فتد بر روی روز این سایه شبهای تار من
فرود آید شبی این کلبه غم بر سرم زینسان
که طوفان می کند در گریه چشم اشکبار من
به خاک من چو باد ار بگذری ای جان پس از عمری
برت صد داستان غم فرو ریزد غبار من
خدا را شهسوارا بیش ازین جولان مده توسن
که شد یکبارگی از کف عنان اختیار من
ز عشقت مرد مسکین جامی و نامد تو را در دل
که بود افتاده روزی بیدلی بر رهگذار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات عمیق و غمگین خود اشاره میکند. او از مرگ و یادگارهای غمانگیز خود بر سر مزارش سخن میگوید و اینکه دردها و یادهایش پس از فوتش نیز باقی خواهد ماند. او به عشق و عذابی که از آن احساس کرده، اشاره میکند و اینکه عدم حضور محبوبش چه تاثیری بر او گذاشته است. همچنین شاعر به تأثیر خاطرات و دردهای گذشته بر وضعیت حالش میپردازد و از عدم توانایی در کنترل شرایط زندگیاش شکایت میکند. در نهایت، او به طبیعت رنجآور عشق و عواقب آن اشاره میکند.