شمارهٔ ۷۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تو را ای نازنین هر سو ز دلها صد سپه بادا
به هر جا بگذری صد جان پاکت خاک ره بادا
همی ترسم شود آزرده آن تن ور نه می گفتم
تو را هر شب درون دیده من خوابگه بادا
ز حکم عقل می بخشد فراغت عشق تو ما را
همیشه عشق تو در کشور دل پادشه بادا
سیه رو خواندیم وان موجب صد سرخرویی شد
سر مویی اگر گویم خطا رویم سیه بادا
طفیل دیگران باشد که یابم لذت تیغت
همیشه خوی تو خونریزی هر بیگنه بادا
کله کج کرده می رانی سمند و خلق می گویند
خدا همواره یار این سوار کج کله بادا
دل جامی که شد بتخانه از مهر بتی چون تو
نه در وی فکر مسجد نه هوای خانقه بادا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر ضمن بیان عشق و محبت عمیق خود به معشوق، از ویژگیهای او و تأثیراتی که بر دلها و جانها میگذارد، سخن میگوید. او آرزو دارد که معشوق همیشه در دلها حضوری پررنگ داشته باشد و از خدشهدار شدن محبتش ترس دارد. شاعر عشق به معشوق را پادشاهی در سرزمین دل میداند و به زیبایی و دلربایی او اشاره میکند. در نهایت، شاعر اذعان میکند که عشق به معشوق و زیباییاش باعث جابهجایی مرزها و دگرگونی در وجود او شده است.