شمارهٔ ۷۷۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قبای ناز درپوش و نیاز پادشاهان بین
کلاه دلبری کج نه شکست کج کلاهان بین
غم شبهای ما خواهی که چون روزت شود روشن
بیا و ناله شبگیر و آه صبحگاهان بین
چو کس را باز نبود در حریم حرمتت باری
سمند ناز بیرون ران و حال دادخواهان بین
ز دود دل سیه شد روی ما شبهای هجر ای مه
زکات حسن را روزی سوی این روسیاهان بین
شب است و بادیه هم راه ناپیدا و هم رهبر
بیا ای کعبه جان محنت گم کرده راهان بین
پناه ار ندهیم در سایه دیوار خود باری
به چشم مرحمت یک بار سوی بی پناهان بین
قدم در کوی عشقش می نهی اول بیا جامی
به تیغ بی نیازی کشته هر سو بی گناهان بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف غم و اندوه عاشقان و نیاز آنان به محبت و توجه معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارههای غنی، حال و هوای دلbroken و شبهای دشوار عاشقی را به تصویر میکشد. او از دلبری و زیبایی معشوق سخن میگوید و از احساس تنهایی و غم در نبود او گلایهمند است. شاعر همچنین به وضعیت ناآرامی و سرگردانی انسانها در جستوجوی عشق اشاره میکند و از نیاز به رحمت و پناه محبت سخن به میان میآورد. در نهایت، توجه به مراتب عشق و نیاز انسانی برای درک زیبایی و مواجهه با چالشهای زندگی را خاطرنشان میکند.