شمارهٔ ۷۸۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شدم بهر تو خاک راه خوبان
یکی زین سو خرام ای شاه خوبان
ز خورشید رخت جز پرتوی نیست
فروغ عارض چون ماه خوبان
نباشد جز دلی آیینه آیین
نظرگاه دل آگاه خوبان
همین عشق است و بس بر موجب حسن
نکویی خواه عز و جاه خوبان
گرانی گو ببر جان زانکه کردم
حریم سینه منزلگاه خوبان
مرا از هر چه در عالم سری بود
نهادم آن هم اندر راه خوبان
ز دولتخواهی توست اینکه جامی
بود پیوسته دولتخواه خوبان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محبت به معشوق و زیباییهای اوست. شاعر از "خاک راه خوبان" صحبت میکند و به رفتن به سوی محبوب اشاره دارد. او زیبایی چهره معشوق را با خورشید و ماه مقایسه میکند و میگوید که دل تنها آینهٔ عشق و محبت آنهاست. شاعر تأکید میکند که این عشق به خاطر زیبایی معشوق است و در نهایت عشق و جلال اوست که باعث میشود انسان به دنبال او باشد. همچنین، اشاره میکند که عشق او باعث میشود جانش را فدای آن کند و تمام آرزوهای خود را در راه خوبان قرار دهد.