نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی چشم جهان بین روشن از تو

به چشم ما جهان چون گلشن از تو

مکن گو خانه ام روشن مه پر

که پر ماه است بام و روزن از تو

ز بس در دلیری استاد گشتی

بتان گیرند تعلیم این فن از تو

لبت گر جان ستان بودی چو غمزه

نبردی جان سلامت یک تن از تو

بدرد جیب تا دامن گر افتد

جدا همچون قبا پیراهن تو

زند گل لاف با پیراهنت لیک

ندارد بویی آن تردامن از تو

مگو هر دم چه خواهی جامی از من

که غیر از تو نمی خواهم من از تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و نورانیت محبوب و معشوق اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که چشمان معشوق جهان را روشن و گلشن می‌بیند و خانه‌اش را از نور او نمی‌خواهد پر کند. او ستایش می‌کند که حتی بتان هم از دلیری و هنر معشوق آموزش می‌بینند و اگر لب او جان را بگیرد، هیچ‌کس نمی‌تواند از او جدا شود. زیبایی و لطافت معشوق در دنیای او ملموس است و شاعر هر خواسته‌ای غیر از عشق او را بی‌معنا می‌داند.