نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دل من صید دام زلف تو

دام دلها گشته نام زلف تو

بند شد در زلف تو دلها تمام

دام و بند آمد تمام زلف تو

داد تشریف غلامی بنده را

زلف تو ای من غلام زلف تو

لایق رخسار گلرنگ تو نیست

جز نقاب مشکفام زلف تو

رم کنند از دام مرغان وی عجب

جان بی آرام رام زلف تو

زلف تو بالای مه دارد مقام

بس بلند آمد مقام زلف تو

صبح اقبال است طالع هر نفس

بنده جامی را ز شام زلف تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت زلف محبوب می‌پردازد. شاعر از زلف محبوب به عنوان دام و بند دل‌ها یاد می‌کند و به عشق و غلامی خود نسبت به آن اشاره می‌کند. او همچنین به مقامی بلند و خاص برای زلف محبوب اشاره می‌کند و این زلف را مظهر آرامش و خوشبختی برای خود می‌داند. در نهایت، شاعر به زیبایی و بی‌نظیری زلف محبوب و تاثیری که بر زندگی‌اش دارد، اشاره می‌کند.