شمارهٔ ۸۲۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نامه سربسته آمد غنچه و مضمون او
حسب حال بلبل و شرح دل پر خون او
قصد لیلی باشد از جعد مسلسل عرض حسن
زان چه غم دارد که گردد بیدلی مجنون او
خضر را خواهی که بینی بر لب آب حیات
خط سبزارنگ بین گرد لب میگون او
چون به میزان لطافت نیست وزنی سرو را
چند خود را برکشد پیش قد موزون او
آن مسیحا لب شفای رنج ما داند ولی
نیست تدبیر علاج اهل دل قانون او
گرچه در هستی دهانش از سر مویی کم است
یک سر مو کم مباد از حسن روزافزون او
گو مکش جامی در افسون سخن بیهوده رنج
کان پریرخ را فراغت بینم از افسون او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای یک معشوق میپردازد که از غم و درد دل بلبل و عاشقانش حکایت میکند. نامهای به شکل سربسته از غنچه میآید و مضمون آن وضعیت پریشان و عاشقانه بلبل است. معشوقهای با زیبایی فراوان، که به مانند جعد او، همواره در دل عاشق جذاب و دلنشین است. شاعر به دنبال دیدن خضر، نماد زندگی و جاودانگی، و همچنین نیکوترین زیباییهاست که در شخصیت و وجود معشوق تجلی یافتهاند. او بر این نکته تأکید دارد که همواره نمیتوان به توازن و زیبایی رسید، و معشوق به رغم کمبودها، همچنان کمالی دارد که دلها را تسکین میبخشد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که از افسونهای بیهوده دوری کنیم و به زیبایی حقیقی معشوق توجه کنیم.