شمارهٔ ۸۲۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مرو
موی سفید در پی زلف سیه مرو
بنگر مه شباب خود اندر محاق شیب
زین بیش در نظاره روی چو مه مرو
دنبال قد فراخته طفلان بی گناه
با قامت خمیده ز بار گنه مرو
فکر حساب هر کجی و راستی بکن
پیش بتان راست قد کج کله مرو
دل پر هوس مزاحمت اهل دل مکن
بتخانه زیر خرقه سوی خانقه مرو
خواهی به صوب کعبه تحقیق ره بری
پی بر پی مقلد گم کرده ره مرو
دام حیات جز پی صید کمال نیست
صیدی نکرده جامی ازین دامگه مرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیهای به افراد سالخورده است که به یاد جوانی خود نباشند و در پی چیزهایی که مربوط به جوانیاشان است نروند. شاعر به آنها میگوید که جوانی به پایان رسیده و باید به واقعیتهای زندگی توجه کنند. اشاره به ظلمت و انحرافات زندگی میکند و از آنها میخواهد که در جستجوی حقیقت و کمال باشند و به دنبال جاهلیت و نادرستی نروند. نهایتاً، شاعر تأکید میکند که زندگی واقعی فقط در پی کسب کمال و رشد درونی است و نباید صرفاً به ظواهر و تابعیت از دیگران پرداخت.