شمارهٔ ۸۳۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای ز همه صورت خوب تو به
صورک الله علی صورته
روی تو آیینه حق بینی است
در نظر مردم خودبین منه
بلکه حق آیینه و تو صورتی
وهم دویی را به میان ره مده
صورت از آیینه نباشد جدا
انت به متحد فانتبه
هر که سر رشته وحدت نیافت
پیش وی این نکته بود مشتبه
رشته یکی دان و گره صد هزار
کیست کزین رشته گشاید گره
هر که چو جامی به گره بند شد
گر به سر رشته رود باز به
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و حقیقت مطرح شده است. شاعر به وضوح بیان میکند که روی انسان بهعنوان آئینهای از حقیقت و زیبایی است و نباید از آن غافل شد. او میگوید که حقیقت و صورت از هم جدا نیستند و هر کس که به درستی درک نکند، در فهم وحدت دچار اشتباه میشود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که اگر کسی به هویت حقیقت پی ببرد، میتواند گرههای زندگی و مشکلات خود را باز کند. در حقیقت، همه در یک رشتهی واحد به هم متصل هستند و درک این وحدت به آرامش و روشنبینی میانجامد.