نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

سیب زنخدان تو را به ز به

یافت دلم متعه الله به

دانه خال از ذقنت چون نمود

دانه چو هرگز ننماید ز به

گشت به از دانه خال آن ذقن

گرچه بود میوه بی دانه به

گفت زهی هر که بدید ابرویت

نیست بلی چاره کمان را ز زه

غم چو دهی قسمت دل خستگان

قسمت من بیش ده و پیش ده

نیست به چالاکی و چستی چو تو

نی که میان بست به چندین گره

بین لب او جامی و بی خود بیفت

باده خور و مست شو و سر بنه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به زیبایی‌های معشوق خود اشاره می‌کند. او ویژگی‌های صورت و ابروهای او را ستایش می‌کند و از دل شکسسته‌اش می‌گوید. معشوق دارای خالی بر ذقن است که به زیبایی‌اش افزوده و شاعر اعتراف می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند مانند او باشد. او همچنین به اثرات عشق و زندگی در زندگی دل‌خستگان اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که در این حال دل شکستگی برای خود باده بنوشند و از زندگی لذت ببرند. به‌طور کلی، شعر به تمجید از زیبایی و عشق پرداخته و احساسات عمیق عاشقانه را منتقل می‌کند.