نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آن دو رخ را که نبینیم مگر ماه به ماه

به جمال تو که هستیم به جان نیکو خواه

گر کشی از پی نخجیر گه صید کمان

برکشد آهوی مسکین ز دل سوخته آه

جمله خوبان به رخت خط غلامی دادند

هست آن خال سیه نیز بر این جمله گواه

بر ندارم ز رهت روی اگر سر برود

چه کنم کز ازل اینگونه شدم روی به راه

خواهد از غصه رقیب تو که ریزد خونم

ناگه ار جانب تیغ تو کنم تیز نگاه

در اشک و رخ زردم بنگر کز گردون

حاصل خرمن من نیست جز این دانه و کاه

جامی از هجر رخت گه تب و گه آه کشد

نیست کس را به جهان حال بدین گونه تباه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری از شاعر ایرانی است که به مضامین عشق و اشکال زیبایی می‌پردازد. شاعر از محفل‌های عاشقانه و دلتنگی برای معشوق سخن می‌گوید و ارتباط عمیق بین عشق و درد را نشان می‌دهد. در این شعر، زیبایی معشوق به اندازه‌ای است که حتی اگر زیبا رویان دیگر را نبینند، چهره او بر قلب‌ها تأثیر می‌گذارد. شاعر از غم و حسرت ناشی از فاصله با معشوق و تأثیر آن بر حال و احوال خود می‌گوید و به تصویر کشیدن اشک‌هایش در برابر زیبایی معشوق اشاره می‌کند. در نهایت، او به این نکته می‌رسد که حال و روز عشق او از دیگران بدتر است و نمی‌تواند از راه عشق کنار برود، حتی اگر به بهای جانش تمام شود.