شمارهٔ ۸۶۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر بنالم ز دل خاره برآید ناله
ور بگریم ز گل تیره بروید لاله
گشته دنبال سفر کرده سواری ست روان
اشک سرخم که بدین گونه کشد دنباله
آنچه در وصله نشیند به غم عشق مرا
نیست غیر از دلی آن نیز به صد پرکاله
جان ستد نسیه که یک بوسه بها خواهم داد
کی بود کی که رسد نسیه ما را حاله
خوردم از خال لب او به تخیل بوسی
زد ز شیرینی آن بوسه لبم تبخاله
گر زند با لب آن غنچه دهن لاف ز لطف
دهن غنچه کند پاره به دندان ژاله
چارده ساله مهی پنجه جامی برتافت
کرد بیرون ز کفش حاصل پنجه ساله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از ناله و اشک به عنوان نشانههای درد دل یاد میکند و میگوید اگر از دلش گله کند یا بگرید، مانند لالهای از گل تیره برمیخیزد. او به دنبال کسی است که سفر کرده و این دلتنگیها را حس میکند. در نهایت، عشقش را به اجزای دل و لب مرتبط میسازد و با اشاره به بوسهای شیرین، احساس عمیق خود را بیان میکند. شاعر به سادگی و تلخی عشق، و به خاطرات شیرین و دردناک ناشی از آن اشاره میکند.