نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای طره تو خم خم و گیسو گره گره

وز جعد پیچ پیچ تو هر مو گره گره

خواهی ز پهلوی تو گشاید دلم ز بند

بند قبا گشای ز پهلو گره گره

آن زلف را به مشک چه نسبت کزین متاع

در چین به باد می دهد آهو گره گره

شد عمرها که همچو صنوبر بود مرا

در دل ز شوق آن قد دلجو گره گره

چشمت به عشوه زد به رگ جان گره بلی

بندد به رشته مردم جادو گره گره

زلف تو بر عذار تو گویی فتاده است

جعد بنفشه بر گل خودرو گره گره

از گریه شبانه جامی نشانه ای ست

خون های بسته بر مژه او گره گره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت موی معشوق اشاره دارد و شاعر از طریق آن احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و شوق بیان می‌کند. او زیبایی گیسوی معشوق را با تمثیل‌هایی مانند گره‌های پیچیده و رخسار گل مقایسه می‌کند. شاعر به شدت تحت تأثیر معشوق است و با بیان جملاتی شاعرانه، درد و شوق خود را نسبت به او ابراز می‌کند. همانطور که عمر او مانند درخت صنوبر گذشته، همه چیز به خاطر محبت معشوق و زیبایی‌های او تداعی می‌شود. در نهایت، اشک‌هایی که در شب می‌ریزد نمادی از عشق و غم معشوق است.