نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون نصیب ما نشد وصل حبیب

ما و درد بی نصیبی یا نصیب

درد دوری زان در از من پرس و بس

محنت غربت نداند جز غریب

گرچه از نزدیک خوب است آن دو رخ

دور بهتر باشد از چشم رقیب

کی توان سودای عاشق را علاج

ترک این ماخولیا کن ای طبیب

شحنه را گر درد دین بودی زدی

گردن واعظ به شمشیر خطیب

روی خود بنمایمت گفتی ز دور

کاش بودی این سعادت عن قریب

ناله جامی ز شوقت دور نیست

زانکه تو برگ گلی او عندلیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به احساس درد و غم ناشی از دوری محبوب اشاره می‌کند. او از ناتوانی در دسترسی به وصل محبوب گلایه دارد و این بی‌نصیب بودن را با درد غربت مقایسه می‌کند. شاعر به تأکید بر زیبایی چهره محبوب از دور می‌پردازد و معتقد است که دوری از چشم رقیب بهتر است. او همچنین از طبیب می‌خواهد که درمانی برای درد عشق بیابد و ناامیدی خود را از نبودن محبوب ابراز می‌کند. نهایتاً، او به یاد محبوب و زیبایی‌اش می‌پردازد و می‌گوید که ناله‌اش از دوری محبوب طبیعی است.