شمارهٔ ۹۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای صفات تو نهان در تتق وحدت ذات
جلوه گر ذات تو از پرده اسما و صفات
ما گرفتار جهت از تو نشان چون یابیم
ای سراپرده اجلال تو بیرون ز جهات
از ندای تو درافتاد صدایی به حرم
خاست صد نعره لبیک ز اهل عرفات
مشرب زهد کجا چاشنی عشق کجا
آن یکی ملح اجاج آمد و این عذب فرات
ما نداریم مشامی که توانیم شنید
ورنه هر دم رسد از گلشن وصلت نفحات
به وفای تو درآمیخت چنان آب و گلم
که دمد بعد وفات از گل من بوی وفات
مرد جامی به سر تربت او بنویسید
هذه روضة من حل به العشق فمات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی و توصیف خداوند و صفات او میپردازد. شاعر به وحدت و زیبایی ذات الهی اشاره کرده و میگوید که این ذات در اسما و صفاتش جلوهگر است. انسانها از نشانههای الهی دور هستند و نمیتوانند به راحتی به حقیقت او دست یابند. با نگاهی به عرفان و عشق، شاعر تضادی بین زهد و عشق نشان میدهد و به جاذبههای آسمانی و ارتباطات معنوی اشاره میکند. به وفای الهی و پیوند انسان با او اشاره میکند و در نهایت شاعری را به تصویر میکشد که در مرگش بر عشق خود تأکید میکند و نشاندهنده قدرت و زیبایی این عشق است.