نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اشکی که تو را بر گل رخسار دویده

باران بهار است که بر لاله چکیده

تا اشک رسیده ست به روی تو چه گویم

کز رشک به روی من مسکین چه رسیده

اشک است به روی تو نه عکسی ست ز اشکم

کش دیده در آیینه رخسار تو دیده

از چشم و رخت اشک به هر جا که فتاده

گلبرگ تر و لاله سیراب دمیده

اشک تو میان مژه درهاست که مردم

از بهر بناگوش تو در رشته کشیده

در سفت به وصف گهر اشک تو جامی

زینسان سخن پاک و روان کس نشنیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اشکی است که بر صورت محبوب می‌ریزد و آن را به باران بهاری که بر لاله‌ها می‌چکد تشبیه می‌کند. شاعر با بیان اینکه این اشک عکسی از درد و غم او است، احساس حسادت و پیشرفت را در مواجهه با زیبایی محبوب خود نشان می‌دهد. همچنین، اشاره می‌کند که اشک محبوب در واقع بیانگر عواطف عمیق‌تری است و زیبایی او باعث سیراب شدن گل‌ها و گیاهان اطراف شده است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هیچ کس مانند او نتوانسته به زیبایی و پاکی این اشک‌ها سخن بگوید.