نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زان تازه خط سبز که بر لب فزوده‌ای

هوش و خرد به تازگی از ما ربوده‌ای

خضر است آن نه خط که ز لعل حیات‌بخش

دیگر به آب زندگیش ره نموده‌ای

خط و لبت که خضر و مسیحند هم‌نفس

خود هردو را به لطف تکلم ستوده‌ای

گفتند ناسزای تو می‌گفت دی بتی

امروز خوشدلم به گمان کآن تو بوده‌ای

هرگه به لطف جانب ما کرده‌ای نظر

بر روی ما دریچهٔ رحمت گشوده‌ای

شب‌ها چه غم ز محنت بی‌خوابی منت

زین سان که خوش به مسند راحت غُنوده‌ای

گفتی بگوی قصه جامی چه حاجت است

روزی اگر فسانه مجنون شنوده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تاثیر خط سبز بر لب اشاره دارد که فهم و خرد را از شاعر گرفته است. خط و لب شاعر به خضر و مسیح تشبیه شده‌اند که نمایانگر زندگی و نور هستند. شاعر از محبوبه‌اش تمجید می‌کند و می‌گوید که خوشحالی‌اش به خاطر این است که او نیز در افکارش به او مشغول بوده است. همچنین شاعر به شب‌های بی‌خوابی و درد می‌پردازد، در حالی که محبوبش در راحتی خوابیده است. در پایان، به داستان عاشقانه مجنون اشاره می‌کند و می‌گوید نیازی به گفتن آن داستان نیست، زیرا خودش آن را شنیده است.