نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رخ برافروخته ای ماه منور شده ای

قد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای

در نکویی رخ تو روز به روز افزون است

دی نکو بودی و امروز نکوتر شده ای

نیست حد بشر این حسن و لطافت که تو راست

روح قدسی که بدین شکل مصور شده ای

خوی تو با همه عشاق وفا و کرم است

در حق ما چه جفا جوی و ستمگر شده ای

پیش بالای تو پستند همه سرو قدان

جای آن دارد اگر بر همه سرور شده ای

اندکی سایه فکن بر سرم ای دولت وصل

که پس از محنت بسیار میسر شده ای

جامی از حرف ریا پاک بشو لوح ضمیر

دو سه روزی که حریف می و ساغر شده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت بی‌نظیر محبوبی است که شاعر از آن سخن می‌گوید. او توصیف می‌کند که محبوب مانند ماهی درخشان و ستودنی است و زیبایی‌اش روز به روز بیشتر می‌شود. شاعر بر این نکته تأکید دارد که هیچ انسانی نمی‌تواند به این درجه از لطافت و زیبایی دست یابد. همچنین، محبت و وفا در خوی محبوب وجود دارد، اما در حق شاعر رفتار بی‌رحمانه‌ای دارد. او نسبت به محبوب احساس حقارت می‌کند و به او می‌گوید که باید بر سر او سایه افکند، زیرا بعد از سختی‌ها به وصال او دست یافته است. در نهایت، شاعر از محبوب می‌خواهد که او را از نفاق پاک کند، چرا که به جمع دوستانی دست یافته که در می‌خانه و خوشی زندگی می‌کنند.