نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

الله الله چه نازنین شده‌ای

آفت عقل و هوش و دین شده‌ای

من چنانم ز بیدلی که مپرس

تا تو در دلبری چنین شده‌ای

کرده‌ای رخ ز چین طره عیان

غیرت لعبتان چین شده‌ای

ز آتشین لعل آبدار لبت

خاتم حُسن را نگین شده‌ای

من به جان بنده کمین توام

بهر قتلم چه در کمین شده‌ای

گشته‌ای گم دلا به فکر لبش

چون مگس غرق انگبین شده‌ای

جامی از فکر آن دهان و میان

خرده‌دان و دقیقه‌بین شده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان می‌کند. او از ناز و دلبری معشوق سخن می‌گوید و می‌گوید که چقدر تحت تأثیر محبت و زیبایی او قرار گرفته است. همچنین اشاره می‌کند که قدرت جذب و غفلت از عقل و دینش شده و چون مگسی در جلوه‌های این زیبایی غرق شده است. خلاصه، شعر به ابراز عشق و شگفتی از زیبایی معشوق می‌پردازد.