نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هوای نیکوان عیش است و شادی

مراد عشقبازان نامرادی

فداک یا غراب البین روحی

فان سعاد قد هویت بعادی

به وصل دوست لطفش رهنمون گشت

ولکن عاقنی کید الاعادی

به سوی ما به چشم لطف دیدی

به روی ما در رحمت گشادی

خیالک مونسی فی کل واد

و وصلک مقصدی فی کل نادی

دلم صد پاره و هر پاره صد داغ

فؤادی وا فؤادی وا فؤادی

همین فریاد دارد جامی از تو

که جان داد از غم و دادش ندادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با وصف حال خوش و نشاط ناشی از عشق آغاز می‌شود و از حزن و غم عشق نیز سخن می‌گوید. شاعر با توصیف زیبایی‌هایی که در عشق وجود دارد، یادآور می‌شود که حتی با وجود شادی و وصل، دشمنی‌ها و موانع وجود دارد. او به معشوقش ابراز ارادت می‌کند و از دل درد خود می‌نالد. در نهایت، شاعر فریادهای دلش را از عشق بیان می‌کند و از غم‌هایی که بر او وارد شده، سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که عشقش به او پاسخ دهد.