شمارهٔ ۹۳۱ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری
مه دگر ننمود رخ زین پرده نیلوفری
با لباس آسمانی هر که دید ای مه تو را
شد بر او چون روز روشن کآفتاب دیگری
شاخ شمشادی که پیچیده ست نیلوفر بر آن
سرو آزادی که دارد رخ ز گلبرگ طری
رسم دوران است نیلوفر به زیر آب لیک
عکس این کرد آن تن نازک زهی صنعتگری
برگ گل در غنچه نازک باشد اما در قبا
ای گل خندان تو بسیاری ازو نازک تری
چند استغنا چه کم گردد ز جاه و حشمتت
گر به چشم مرحمت سوی غریبی بنگری
قدر حسنت جامی صاحبنظر دانست و بس
قیمت جوهر کسی نشناسد الا جوهری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ظرافت معشوقه و دلنشینی او اشاره دارد. شاعر با استفاده از نمادهای طبیعی مانند نیلوفر و شمشاد، به توصیف زیباییهای معشوق میپردازد و مفهوم آزادی و دلتنگی را به تصویر میکشد. او تأکید میکند که زیبایی واقعی در درک و احساس دیگران نهفته است و حتی اگر معشوقه به دیگران توجه کند، این زیبایی او را از مقام و منزلتاش نمیکاهد. همچنین، شاعر از اهمیت شناخت و ارزشمند بودن واقعی انسانها و ویژگیهایشان صحبت میکند.