شمارهٔ ۹۴۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باشد از شوب ریا مشرب رندان صافی
عیب ایشان مکن ای خواجه ز بی انصافی
لاف کم زن که نه از شیوه مردان خداست
ای که از شیوه مردان خدا می لافی
تا ز اوصاف من و ما نشود صوفی صاف
اهل صفوت نکنندش به صفا وصافی
لب فروبند که جز رزق تو نازل نشود
گر به فریاد و فغان سقف فلک بشکافی
امتیاز سره و قلب جهان دشوار است
خاصه وقتی که به قلاب رسد صرافی
جامی افشا چه کنی در غزل اسرار ازل
کی بود نظم قوافی به حقایق وافی
بر تن حجله نشینان معانی تنگ است
هر شعاری که تو از شعر عبارت بافی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد ریا و خودنمایی در امور دینی و اخلاقی میپردازد. شاعر به مخاطب میگوید که نباید از شیوههای غیرمؤمنانه تقلید کند و به عیبجویی دیگران نپردازد. او تأکید میکند که لاف زدن از خصوصیات واقعی مردان خدا نیست. همچنین، بیان میکند که صفای درونی و خاصیتهای واقعی صوفیانه با ظواهر و عبارات درونی مرتبط نیست و فهم عمیق معانی بسی دشوارتر از آن است که در اشعار معمولی بیان شوند. در نهایت به این نتیجه میرسد که هر گفتار سطحی نمیتواند حقیقت عمیق معانی را بازگو کند.