نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نه خرد راست قصوری و نه دین را خللی

که دهم دل به غزالی و سرایم غزلی

دفتر علم و هنر ز آب قدح می شویم

مرشد عشق نفرمود جز اینم عملی

دعوی نقص مرا حاجت برهان نبود

هرگزم نیست درین مسئله با کس جدلی

نقد عمری که نداری بدلش صرف مکن

جز به سودای نگاری که ندارد بدلی

چه نشان گویمت از یار که آن نادره را

نتوان گفت مثالی نتوان زد مثلی

طی مکن طرز غزل جامی و اندیشه مدار

گر زند طعنه دغایی و کند رد دغلی

چشم شاهد نتوان بستن و مو بگسستن

که ازان رشک برد کوری و زین غصه کلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بررسی مسائلی همچون عقل، دین و عشق می‌پردازد. او تأکید می‌کند که نه نقصی در دین و نه اشتباهی در عقل وجود دارد و عشق تنها عمل قابل قبول است. همچنین اشاره می‌کند که صرف عمر برای چیزی که ارزش ندارد، بی‌فایده است و باید به دنبال عشق حقیقی بود. شاعر در نهایت به یار نادری اشاره می‌کند که او را نمی‌توان با هیچ‌کس دیگری مقایسه کرد. او هشدار می‌دهد که نباید تحت تأثیر سخنان دیگران قرار گرفت و باید به حقیقت عشق و زیبایی آن توجه کرد.