شمارهٔ ۹۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
من و مستی و ذوق می پرستی
چه کار آید مرا کشف و کرامات
می و نقل است ورد من شب و روز
بنامیزد زهی اوراد و اوقات
سلوک راه عشق از خود رهایی ست
نه قطع منزل و طی مقامات
جهان مرآت حسن شاهد ماست
فشاهد وجهه فی کل ذرات
سعادت خواهی از عادت گذر کن
که ترک عادت است اصل سعادات
مزن بیهوده لاف عشق جامی
فان العاشقین لهم علامات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذت و شادی ناشی از مینوشی و عشق است. گوینده از ساقی میخواهد تا مشروب بیاورد و تأکید میکند که در این حال و هوای مستی، کشف و شهود و کرامات برایش اهمیتی ندارد. او میگوید که مشرب و روزمرهاش همان می و نقل است و عشق حقیقی نیاز به رهایی از خود و عادات دارد. در نهایت، گوینده بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی نشانههایی دارد و تنها با ادعا نمیتوان عاشق بود.