شمارهٔ ۹۵۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای مظهر حسن لایزالی
مرآت جمال ذوالجلالی
انوار تجلی قدم را
رخسار تو احسن المجالی
در شان کمال توست نازل
آیات مکارم و معالی
رویت طرف من النهار است
زلفت زلف من اللیالی
میخانه که ساحت جلالش
بادا ز غبار غیر خالی
احرام حریم آن نبند
جز دردکشان لاابالی
جامی به وظایف تضرع
مشغول بود علی التوالی
باشد به حواله عنایت
روزی برسد بدان حوالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیبایی و کمال معشوق است که به نماد زیبایی و جلال خداوندی اشاره دارد. شاعر از جلوههای نورانی معشوق سخن میگوید و بر این باور است که آیات زیبایی و کمال در مورد او نازل شدهاند. همچنین، حادثات و حالات مرتبط با عشق و دلباختگی را از طریق تصاویری مانند میخانه و زلف معشوق بیان میکند. در نهایت، شاعر به دعا و طلب رحمت میپردازد و آرزو میکند که روزی به معشوق برسد.