شمارهٔ ۹۵۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز مشک تر خطی داری و خالی
ندیده از تو مشکین تر غزالی
رخت خورشید وز هر جانبش خط
کشیده از سواد شب هلالی
خیال آن میان می بندم آری
بود با خویش هر کس را خیالی
ازان گل در نقاب غنچه مانده ست
که از روی تو دارد انفعالی
بود شوق تو افزون گرچه بینم
تو را هر روز و گل را بعد سالی
شود حالم دگرگون هر دم از تو
ولی بی تو نیم در هیچ حالی
به کوی عشق جامی لب فرو بند
که باشد هر مقامی را مقالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و تفاوت او را با دیگران مورد بررسی قرار میدهد. او از خط و خالی که از مشک بر جای مانده میگوید و شباهت آن به غزالی را که ندیده است، یاد میکند. اشاره به رخت خورشید و خطهایی که از آن به جا مانده، نشاندهنده زیبایی و روشنایی معشوق است. شاعر همچنین از خیال و شوقی که هر روز او را تحت تاثیر قرار میدهد، سخن میگوید و میگوید که با وجود دیدن معشوق به طور مکرر، هنوز هم شوقش افزون میشود. در نهایت، به اهمیت عشق و حالاتی که در کوی عشق بوجود میآید، اشاره میکند.