نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی

روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی

این در جمال صورت آرایش دیاری

وان از کمال معنی آسایش جهانی

جز در حضور اینان از خود امان نیابیم

یارب ببخش ما را یکدم ز ما امانی

اسرار عاشقان را باید زبان دیگر

دردا که نیست پیدا در شهر هم زبانی

جز عشق هر چه گوید واعظ فراز منبر

آن را فسانه ای دان واو را فسانه خوانی

مجنون نماند و لیلی لیکن بماند از ایشان

از بهر عشقبازان فرخنده داستانی

گویند کیست جامی آشوب عقل و دینت

ماهی ست کج کلاهی شوخی ست نکته دانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های دنیای عشق و عشق‌ورزی اشاره می‌کند و از اهمیت وجود محبوبان در زندگی انسان‌ها سخن می‌گوید. او با اشاره به این که بدون حضور محبوبان از خود بیگانه می‌شویم، از خداوند درخواست می‌کند که لحظه‌ای از خود را برای ما امان دهد. همچنین، او به زبان عشق و دلدادگی اشاره می‌کند و انتقاد می‌کند که سخنان واعظان تنها فسانه‌هایی هستند و نمی‌توانند عمق احساسات عاشقانه را بیان کنند. در نهایت، شاعر به داستان‌های عاشقانه اشاره می‌کند و به وضوح نشان می‌دهد که عشق و جنون در هم پیچیده‌اند و این حالت‌ها پیامدهایی خاص دارند.