نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی

چون سالکان ز سیر مقاماتش آگهی

آزرده ای که ناله جانسوز می کند

هر جا ز پای تا سرش انگشت می نهی

سوراخ ها به سینه نی بهر آن کنند

تا دمبدم ز ناله دل خود کند تهی

خفته ز بانگ می جهد از جا تو مرده ای

گر در سماع بانگ نی از جا نمی جهی

دمساز نی شدم که بنالم چو شد بلند

آهنگ ناله ام دم نی کرد کوتهی

خودرسته نی که رست ز خود زان همی زند

این راه بی خودی که تو یکدم ز خود رهی

جامی ز ناله دل افگار خود مگر

آگه نیی که ناله نی شرح می دهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره نی (نی‌بانگ) است که همدمی خالی از خود شده و با ناله‌های جانسوزش درد و اندوهش را به نمایش می‌گذارد. نی نماد دلتنگی و دوری از خویشتن است و هر زمان که به گوش می‌رسد، حس رنج و فقدان را منتقل می‌کند. شاعر به بیان احساسات عمیق و ارتباط روحی‌اش با نی می‌پردازد و اشاره می‌کند که نی از خود رسته و در کمال بی‌خود بودن، ناله‌ها و آهنگ‌های دردناک را به وجود می‌آورد. در نهایت، ناله‌های نی شرحی از دل افگار است و بیانگر حالتی از بی‌قراری و جدایی عمیق است.