شمارهٔ ۹۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای درت کعبه ارباب نجات
قبلتی وجهک فی کل صلات
بر سر کوی تو ناکرده وقوف
حاجیان را چه وقوف از عرفات
رفته آوازه قند تو به مصر
کوزه خود زده بر سنگ نبات
غم عشاق تو آخر نشود
انزل الله علیهم برکات
گر عبارت کند از میم دهانت
آید از چشمه میم آب حیات
می کشی هر طرف آن حلقه زلف
بس کن ای باد صبا زین حرکات
جامی از درد تو جان داد و نگفت
فهو ممن کتم العشق فمات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محبت به معشوق است که به صورت نمادین به کعبه و مکانهای مقدس اشاره دارد. شاعر از مقام و جایگاه معشوق سخن میگوید و به عشق و شوق حاجیان اشاره میکند که در تلاش برای رسیدن به او هستند. همچنین شاعر به درد و غم عاشقان اشاره دارد و از آنها میخواهد تا از حرکات بیمورد دست بردارند و به معشوق بیندیشند. در نهایت، به نزدیکی و ضرورت عشق و فنا در آن اشاره میکند.