شمارهٔ ۹۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بر درت جا کنند اهل نجات
رفع الله قدرهم درجات
گر تو خواهی زکات خوبی داد
ما فقیریم و مستحق زکات
هر که دارد وقوف ازین سر کوی
لا یرید الوقوف بالعرفات
تا تو شویی ز می لب چو شکر
آب شد قند و کوزه گشت نبات
خط سبز تو زیر سایه زلف
خضر حام حوله ظلمات
مردم از لعل تو به طالع من
خاصیت بین که داد آب حیات
توبه کردی شراب خور جامی
اتبع السیئات بالحسنات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات spiritual و معنوی اشاره دارد و بر اهمیت نیکوکاری و کمک به نیازمندان تأکید میکند. شاعر از اهل نجات یاد میکند که در کنار درگاه الهی قدردانی شده و درجاتشان ارتقاء مییابد. او درخواست کمک و زکات میکند و به نیازمندی خود اشاره میکند. همچنین، در ادامه به زیبایی و معانی زندگی اشاره میشود و با نمادهایی چون قند و نبات و خضر، به راهمایی و هدایت در زندگی پرداخته میشود. در پایان، به اهمیتی که توبه و انجام کارهای نیک دارد، اشاره میشود که با انجام کارهای خوب، میتوان گناهان را جبران کرد.