شمارهٔ ۹۷۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به فکرت خواستم کز سر وحدت یابم آگاهی
خطاب آمد که از پیر مغان خواه آنچه می خواهی
کشم رخت ارادت بر در پیر مغان روزی
اگر دولت کند دمسازی و توفیق همراهی
نگویم با علو همتش زین اطلس والا
که دانم بر قد قدرش کند این جامه کوتاهی
شد از دیوان قسمت هر کسی را نامزد چیزی
من و جام صبوحی زاهد و ورد سحرگاهی
چه سود ای شیخ هر ساعت فزودن خرمن طاعت
چو نتوانی که یک جو از وجود خویشتن کاهی
به رقص آ ذره سان جامی چو آمد شامل حالت
فروغ آفتاب حشمت و جاه جهان شاهی
به اقبال قبول طبع شاه آوازه نظمت
چو صیت دولتش خواهد گرفت از ماه تا ماهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جستجوی روشنی و آگاهی از طریق پیروی از یک پیر (معلم) میپردازد. او اظهار میکند که اگر فرصتی برای همکاری و همنشینی با آن پیر و بهرهمندی از دانش او پیدا کند، ارزشمند است. شاعر به خودآگاهی اشاره میکند و میگوید که هر کسی به نحوی از زندگی و قدرت خود بهرهمند میشود، اما برای او، داشتن یک جام شراب و لذت بردن از زندگی اهمیت بیشتری دارد. او نقدی به عبادت و طاعت بیمعنا میکند اگر که انسان نتواند از وجود خود در زندگی بهرهبرداری کند. در نهایت، شاعر بر لذتهای زندگانی و زیباییهای آن تأکید میکند و به تأثیر این لحظات بر روح انسان اشاره میکند.