شمارهٔ ۹۹۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای دو چشمت در ستیز و کین یکی
دل یکی تاراج کرده دین یکی
زلف و خالت را نمودم جان و دل
آن یکی بربود از من این یکی
سوی هر غمخواره داری صد نظر
مردم از غم جانب من بین یکی
خواب خوش باشد شب وصل ار بود
عاشق و معشوق را بالین یکی
زان همه بوسه که دادی وعده ام
کن حواله با لب شیرین یکی
نافه گردد خوشه چین خرمنت
گر گشاید زلفت از صد چین یکی
عاشق مسکین بسی داری و نیست
همچو جامی زان همه مسکین یکی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و عاطفه شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از درگیری و تضاد در چشمهای معشوقش سخن میگوید و اشاره به این دارد که دلش به خاطر دلبستگیاش به او آسیب دیده است. او زیباییهای معشوق، از جمله زلف و چهرهاش را میستاید و میگوید که در دل او طرفدارانی دارد، در حالی که او تنها در غم معشوق میافتد. همچنین، شاعر به زیبایی لحظات وصال میپردازد و از بوسههای وعده داده شده یاد میکند. در انتها، احساس تنهایی و غم عاشق را بیان میکند که در میان عاشقان بسیاری، به تنهایی در غم خود گرفتار است.